تبليغاتX
behy4fun - ریـــخت شـــناسی ( جلد دوم مثنوی نامه )
خداحافظ همین حالا...

سلام علیکم ( علیکنّ ) و رحمة الله

 

 

دوستان عزیزم ، احوالتان چطور است ؟ روزگار، بکام است ؟ جان ؟ "دیوید بکام" است ؟ نه ؟ چی ؟ روزگارتان "علی دایی" است ؟ غصه نخورید بهتر می شود ؛ بهتر می شود !

یادتان می آید که چه گذشت بر ریختها ؟ تپلو ، لاغرو  ، و ورزشکارو ؟ خدا را شکر که " مِنَ البیخ " فراموشانا . خجالت نکشید پست قبلی  را ببینید ؛ وبلاگ بی ریاست . و اما امروز به رسم علاقه ، مطالب خِفَنی مهیّا شده که به شکل ملاقه ، بر سر شما عزیزان کوفیده خواهد شد.

هوووف (صدای خروج باد از مجاری فوقانی بدن) ! چقدر ادبی حرف زدن سخته ! می گفتم خدمت بروبکس عزیز ؛ در این قسمت از قصه سلامتی، بطور موشکافانه میپردازیم به ویژگیهای متمایز کننده انواع Form های سه گانه . من توصیه می کنم که حداقل اونی که فکر میکنید الگوی بدن شماست رو مطالعه کنید. البته اگر علاوه بر اون ریخت متضادتون رو هم مطالعه کنید بد نیست ؛ دلیل منطقی هم داره البت : زیرا همونطور که قبلا گفتم حقیقت اینست که  " هر بدنی ترکیبی از سه نوع Form است و در نتیجه ویژگیهای مشترکی از همه ریختها را بروز میدهد " . خوب شما که دوتاشو خوندی اون یکیشم بخون که سر پل صراط خِرکِش نکند شما را   که گفته اند : اگر این دو لپ را بوس کنی آن لپ سوم میکند گلایه!!

و اما Form   های بحث انگیز ما :
 

1. تپلویم تپلو ، صورتم مثل هلو !

2. نِی قِیلونی ام !

3. هیکلم ورزشکاری میره !

حرف آخر را به طرز فجیعی " خوب " در گیرنده های مبارک مستقر بفرمایید :

صرف نظر از اینکه چه فورمی داشته باشین ، نکته مهم ایست که باید " بپذیرید که چه هستید " . پرنده می تواند در آب شستشو کند اما هیچوقت ماهی نمیشود و ماهی هم جستی در هوا می زند اما پرنده نمی شود . همینطور فرد " هلو منش " هیچگاه اسکلتش باریک نخواهد شد و بر عکس . و هر گونه تلاش در این جهت ، شنا در خلاف جهت رودخانه است و فاقد ارزش قانونی ست .

پ . ن : هر عزیزی که از طول بحث شکایت کند، او را پنچر نموده و به خانه همسایه می اندازیم !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 10:59  |